رجعت

«باسمه تعالی»

 

 مقدمه

يكي از عقايد مسلّم شيعه بحث رجعت است و در بعضي از تعابير كه بيانگر اصول عقايد شيعه و به طور كلي اصول عقايد مسلمين است.بحث رجعت يكي از مباحث ديرينه تاريخ اسلامي است كه آيات و روايات فراواني را به خود اختصاص داده است. تأثير رجعت در تحولات آينده جهان و بازگشت شخصيت هاي مهم و تأثير گذار تاريخ كه به ايمان و كفر خالص، دست يافته اند، رجعت را در صدر مسائل مهم عصر ظهور و پس از آن قرار داده است و رويارويي انبياء و ائمه با دشمنان سرسخت، خود بر اهميت و ارزش آن افزوده است.

1255923_730

 روز رجعت، روز شُكوه، پيروزي و حاكميت مومنانِ ناب و عذاب و ذلت كساني است كه به كفر خالص رسيده اند. آنها به دنيا باز مي گردند تا با حضورشان يكي از مهمترين برنامه هاي پاياني عالم، بر صفحه زمين به اجرا درآيد و رستاخيزي به گستره جمعيت آنان در پيش چشمان مردم عصر ظهور شكل گيرد.

رجعت برخلاف جايگاه مهم خود و اشتياق فراواني كه به مطالعه آن در ميان اهل ايمان وجود دارد، كمتر مورد بررسي محققانه قرار گرفته است و تا كنون از فصل بندي مناسب و ارتباط و انسجام لازم در مطالب مربوط به آن برخوردار نبوده است.

ما در اينجا به طور مختصر به اين بحث مي پردازيم

رجعت

معنای رجعت

رجعت به معنای بازگشت به مبدأ است و مبدأ می تواند محل، حالت، عمل، گفتار و یا هر چیزی باشد که حرکت از آن آغاز می شود. قیومی می نویسد: «الرجعه بالفتح بمعنی الرجوع» رجعت به – فتح راء- به معنای بازگشت می باشد.رجعت به معنای یک بار برگشتن است.

تعریف رجعت

خداوند به هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) عده ای از امواتی که دارای ایمان خالص و یا شرک خالص بوده اند را با همان صورتی که در زمان حیات خود داشته اند ، به دنیا باز می گرداند تا مومنان به عزت و حاکمیت زمین دست یابند و مشرکان مورد عذاب قرار گیرند.

اثبات رجعت

بازگشت به دنیا ، نیازمند دو رکن اساسی است که اگر هر دوی آنها  به اثبات برسند رجعت تحقق خواهد یافت. رکن اول، امکان وقوع این رستاخیز در عالم فعلی است و رکن دوم ، وجود دلایل قابل قبول ، جهت تحقق آن ، در آستانه رستاخیز می باشد. 

امکان بازگشت به دنیا

رجعت، بازگشت انسان به دنیا و ادامه حیات مجدد او میباشد؛ یعنی پس از مدتی که ارتباط روح با جسم قطع گردید، دوباره به آن تعلق می گیرد جسم زنده می شود و با تدبیر روح به حیات خود ادامه می دهد.

حال این سوال مطرح است که آیا ممکن است، جسم انسان دوباره دارای حیات شود و روح به آن تعلق گیرد و زندگی دوباره خود را آغاز کند؟

بدون شک اصل حیات مجدد امری ممکن است چرا که قیامت هم چیزی غیر از این نیست. رجعت تشابه زیادی با قیامت دارد به گونه ای که می توان آن را قیامت کوچک نام گذارد؛ زیرا  در قیامت بزرگ همه  انسانها بدون استثناء زنده خواهند شد، اما در رجعت عده خاصی از خوبان و بدان زنده می شوند. در قیامت روح به جسم انسان تعلق می گیرد و در رجعت نیز همان تعلق مجدد صورت می گیرد. وقتی ما امکان قیامت را با گستردگی شگفت انگیزی که دارد پذیرفته باشیم رجعت را که در مقیاس محدود تری قرار دارد پذیرفته ایم؛ زیرا همان خدایی که قادر است انسان را بیافریند و به او حیات دهد و در قیامت برانگیزاند تا به اعمال او رسیدگی کند، توان آن را دارد که پیش از قیامت هم ، او را به دنیا بازگرداند و این رستاخیز را که از مظاهر شکوهمند قدرت اوست تحقق بخشد.

امام باقر(ع) در پاسخ ابی الصباح که درباره رجعت سؤال کرد فرمود: «تلک القدره» این قدرت خداوند است.[1]

سید مرتضی علم الهدی (ع) در این باره می نویسد:«هیچ شبهه ای بر عاقلی وجود ندارد که بازگشت اموات برای خداوند مقدور است و ذاتاً محال نمی باشد.»

پاسخ به شبهه استبعاد

شیخ حرعاملی در بیان شبهات مخالفان رجعت، اولین شبهه را استبعاد قرار داده و می نویسد:«الشبهه الاول الاستبعاد و هذا اصل انکار من انکرها» [شبهه اول بعید دانستن رجعت است و ریشه انکار کسانی که آن را رد کرده اند همین استبعاد است].

اما پاسخ به این شبهه آن است که اگر چه برخی از امور بسیار بعید به نظر می رسند اما وقتی دلیلي بر محال بودن آنها وجود نداشته باشد احتمال وقوع آنها وجود دارد و اگر دلیلی بر وقوع آنها اقامه گردد گریزی از پذیرش آنها نخواهد بود. ابوعلی سینا می نویسد:«آنچه را گوش تو از مسائل عجیب دوران و امور شگفت انگیز، شهرها شنید در بوته امکان قرار ده مادامی که برهانی آن را نفی نکرده است». نتیجه آنکه بازگرداندن عده ای از انسانها به دنیا برای خداوند مقدور است و به صرف بعید دانستن نمی توان آن را انکار کرد، زیرا بعید دانستن به معنای منع تحقق نیست بلکه به معنای دور بودن تحقق است و چه دوره هایی که با کمال ناباوری ، نزدیک می گردند. معجزات انبیاء از اموری بوده اندکه مردم آنها را بعید می شمردند، اژدها شدن عصای موسی(ع)، زنده شدن مردگان به دست عیسی(ع) و دو نیم شدن ماه به دست رسول خدا(ص) از اموری هستند که بسیار بعید به نظر       می رسیدند، اما تحقق یافتند. یکی از مسائلی که کافران آن را بعید می دانند مسئله قیامت است که قرآن هم به استبعاد آن اشاره کرده است و می فرماید:« إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا وَنَرَاهُ قَرِيبًا » [2][آنها آن روز را دور می بینند و ما آن را نزدیک می بینیم.]

همه مخالفان معاد، بر این استبعاد، اتفاق نظر دارند اما بعید شمردن آنها دلیلی بر منع تحقق آن نخواهد بود و استبعاد رجعت نیز، همین گونه است.

نمونه های بازگشت به دنیا در قرآن

وقوع رجعت در گذشته ، بهترین دلیل امکان تحقق آن ، در آینده است و ما در اینجا چند مورد را بیان می کنیم.

  • بازگشت گسترده مردم شام

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ»[3] [آیا ندیدی گروهی را که هزاران نفر بودند و از ترس مرگ از خانه های خود خارج شدند؟ پس خداوند به آنها فرمود: بمیرید؛ سپس آنها را زنده کرد].

یکی از انبیاء بنی اسرائیل به نام حزقیل که از آنجا عبور می کرد وقتی استخوان های آنها را مشاهده نمود، گریه کرد و اشک از چشمانش جاری گردید و گفت:«پروردگارا! ای کاش همان گونه که آنها را میراندی ، الان زنده می کردی تا شهرهای تو را آباد سازند و فرزندانی آوردند که بنده تو باشند و به همانند سایر بندگانت ، تو را پرستش کنند». خداوند به درخواست او پاسخ داد و حزقیل مشاهده کرد که استخوان ها به سوی یکدیگر پرواز کرده و به یکدیگر پیوستند و همه آنها زنده شدند و به همدیگر می نگریستند و خدا را تسبیح و تکبیر گفته و زبان به لااله الاالله می گشودند. در این حال حزقیل گفت: «شهادت می دهم که خداوند بر همه چیز تواناست.»[4]

  • بازگشت هفتاد نفر از بنی اسرائیل

خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید:

«وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»[5] [به خاطر آورید هنگامی که گفتید: ای موسی! هرگز به تو ایمان       نمی آوریم تا خدا را به صورت آشکار(با چشم ظاهر) ببینیم؛ پس صاعقه شما را گرفت در حالی که آن را می دیدید؛ آنگاه شما را پس از مرگ زنده کردیم ، شاید خدا را شکر گویید]

امام رضا(ع) درباره این واقعه می فرماید: «وقتی خداوند با موسی سخن گفت، به سوی قوم خود بازگشت و سخن گفتن خدا با خود را به آنان خبر داد؛ اما آنها گفتند: ما به تو ایمان نمی آوریم تا خود سخن خدا را بشنویم، جمعیت آنها هفتصد هزار نفر بود و موسی از میان آنها هفتاد هزار نفر را برگزید و از جمع آنها ، هفت هزار نفر و از میان آنها هفتصد نفر و از جمع آنها هفتاد نفر را انتخاب کرد و با خود به کوه طور برد. وقتی سخن خدا را شنیدند گفتند: به تو ایمان نمی آوریم تا خدا را آشکارا ببینیم. پس به خاطر این ظلمی که کردند خداوند صاعقه ای فرستاد و آنان را گرفت و همه مردند. موسی عرض کرد: پروردگارا! وقتی من به جمع بنی اسرائیل بازگردم چه جوابی به آنها دهم؟ ایشان خواهند گفت: تو آنان را بردی و به قتل رساندی ؛ زیرا در ادعای نبوت خود راستگو نبودی. خداوند هم آنها را زنده کرد و همراه او فرستاد». [6]

  • بازگشت ارمیا

بازگشت ارمیا (عزیر) به دنیا، از نمونه های صریح و خدشه ناپذیر دیگری است که امکان تحقق رجعت را به اثبات می رساند. قرآن کریم می فرماید: « یا مانند کسی که از کنار یک آبادی گذر کرد که بام هایش فرو ریخته بود (و اجساد مردم آن بر روی زمین پراکنده بود. با خود گفت) چگونه خداوند اینها را پس از مرگشان زنده می کند؟ خدا هم او را به مدت صد سال میراند و سپس زنده کرد و به او فرمود: چه اندازه درنگ کردی؟ به غذا و نوشیدنی خود (كه به همراه داشتی) نگاه کن ، هیچ تغییری نکرده است(خدایی که این مواد غذایی را به مدت صد سال نگاه داشته است، بر آنچه اراده کند قدرت دارد) و به الاغ خود بنگر(که چگونه از هم متلاشی شده است، این حیات پس از مرگت هم پاسخی برای تو درباره معاد است) و هم آنکه تو را نشانه ای برای مردم(درباره قیامت) قرار دادیم.(اکنون) به استخوانهای مرکب خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته و به یکدیگر پیوند می دهیم و آنگاه گوشت برآنها می پوشانیم.(وقتی زنده شدن خود و مرکبش برای او) آشار گردید گفت: می دانم که خداوند بر هر چیزی تواناست!»[7]  

دلایل رجعت در امت اسلامی

رجعت از جمله معارف دینی است که با سه دلیل قرآن، روایات و اجماع به اثبات می رسد.

  • آیات قرآن

آیات متعددی درقرآن کریم وجود دارد که به تحقق رجعت در آینده تصریح کرده اند وما سه آیه آن را مورد بحث قرار می دهیم:

آیه اول: « وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ»[8] [و روزی که ما ازهرامتی، گروهی از کسانی که آیات ما را تکذیب کردند بر می انگیزیم و آنها (برای سؤال) نگه داشته می شوند].

چند نکته از این آیه استفاده می شود:

  • روزی خواهد آمد که در آن رستاخیز تحقق می یابد.
  • این رستاخیز، کلی نخواهد بود بلکه از هر امتی گروهی زنده خواهند شد.
  • این گروه، از تکذیب کنندگان آیات خدا هستند.
  • پس از زنده شدن نگه داشته می شوند.

نحوه استدلال: دو برانگیختگی در قرآن بیان شده است : یک برانگیختگی کلی، چنان که قرآن می فرماید:       « وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا»[9] [همه آنها را برانگیختیم و از یک نفر هم فروگذار نخواهیم کرد].

و یک برانگیختگی جزئی، که در آیه «وَ یَومَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ اُمَّةٍ فَوجاً» بیان گردیده است. جزئی بودن برانگیختگی دوم، روزآن را از قیامت، متمایز ساخته است . پس این روز، روز دیگری خواهد بودکه به آن روز، رجعت می گوییم.

آیه دوم: « وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ»[10] [و حرام است بر شهرها وآبادی هایی که آن ها را به هلاکت رساندیم(به دنیا بازگردند)آنها هرگز به دنیا بازنمی گردند].   

دو نکته مهم در این آیه وجود دارد:

  • هلاکت برخی آبادی ها از سوی خداوند متعال
  • حرمت و ممنوعیت بازگشت آن ها به دنیا

نحوه استدلال: جایی که هلاک شدگان به آن باز نمی گردند دنیاست؛ زیرا در قیامت همه برانگیخته می شوند چه اینکه خداوند می فرماید:« و همه آن ها را برمی انگیزیم و از یک نفر هم فروگذار نخواهیم کرد.»

اکنون که بنابر آیه یاد شده که هلاک شدگان به دنیا باز نمی گردند مفهوم آیه این است که پس کسانی که هلاک نشده اند(با داشتن شرایط) به دنیا باز می گردند.

آیه سوم: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»[11] [خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده داده است که آنان را به طور قطع ، حاکم روی زمین قرار دهد، همانگونه که به پیشینیان آنها حاکمیت داد و دینی را که برای آنها پسندیده است پابر جا و مستقر خواهد کرد و ترس آنها را به امنیت مبدل می سازد به گونه ای که تنها مرا بپرستند وچیزی را شریک من قرارندهند وکسانی که پس از آن کافر گردند آنها فاسقند].

نکات آیه و استدلال به آن: 

  • خداوند وعده قطعی بر حکومت دینی مؤمنان داده است.
  • این حکومت را خداوند به پیشینیان عطا کرده است.
  • همه مومنان از صدر اسلام تا زمان تحقق این حاکمیت مشمول این وعده الهی می باشند.
  • دین خدا که مورد قبول مومنان می باشد پابر جا خواهد بود.
  • ترس مومنان به امنیت مبدل می گردد.
  • خدا را می پرستند و کسی را شریک او قرار نمی دهند.
  • پس از تحقق این زمینه های هدایت ، هر کس کفر ورزد فاسق است.

بدون شک چنین حاکمیتی که بر اساس دین مبین اسلام می باشد در آخرالزمان تحقق می یابد؛ زیرا استقرار  چنین حکومتی یک وعده الهی است که تاکنون تحقق نیافته و تخلفی هم در وعده خداوند نخواهد بود. چه اینکه قرآن فرموده است: « ان الله لا یخلف المیعاد».

شیعه اعتقاد دارد این حاکمیت به رهبری آخرین مردآسمانی ودوازدهمین جانشین گرامی خدا حضرت مهدی(عج) تحقق می یابد چنانکه روایاتی وارد شده است در اینکه حاکمیت در این آیه حاکمیت حضرت مهدی (علیه السلام) است.

نحوه استدلال: خداوند به همه مومنان از عصر بعثت تا از عصر ظهور که دارای ایمان خالص بوده اند وعده حاکمیت دینی و جهانی داده است و برای تحقق این وعده باید همه وعده داده شدگانی که ازدنیا رفته اند رجعت کنند تا این وعده الهی تحقق یابد.

  • روايات

دلیل دوم رجعت روایات فراوانی است که برخی از آنها به اصل رجعت و برخی به ویژگیهای آن مربوط        می شود. مجموع این روایات یک دلیل متقن برای اثبات رجعت به شمار می روند و ما در مقاطع مختلف این جزوه بخش زیادی از آنها را نقل خواهیم کرد.

رجعت در امت های گذشته:

امت های گذشته بویژه بنی اسرائيل شاهد رجعت هایی بودند که در بحث امکان وقوع رجعت به سه مورد آن از قرآن کریم اشاره کردیم. این رجعت ها در باره ارمیا یا عزیز و رجعت مردم یکی از شهرهای شام و یک جمع هفتاد نفری از همراهان موسی بود و در اینجا دو مورد دیگر را بیان می کنیم.

الف– رجعت ذوالقرنین: از بهترین نمونه های اقوام گذشته است. از امیرالمومنین(علیه السلام)سوال شد ذوالقرنین چه کسی بود؟ حضرت فرمود: مردی که خداوند به هدایت قومش مبعوث کرد اما مردم او را تکذیب کردند و ضربه ای بر پیشانی او زدند و جان داد. آنگاه خداوند او را زنده کرد و به سوی قومش فرستاد و دوباره او را تکذیب کردند و ضربه ای بر آن سمت پیشانیش زدند و جان سپرد و سپس خداوند او را زنده کرد. لذا او را ذوالقرنین گویند چرا که دو طرف پیشانیش ضربه خورد. [12]

ب– رجعت فرزند نوح: یکی از فرزندان نوح (علیه السلام) که عمر طولانی کرد و گفته اند وصی آن حضرت بوده است «سام» می باشد. حواریون عیسی (علیه السلام) از او خواستند که سام را زنده کند؛ مسیح (علیه السلام) نیز بر سر قبر او رفت و گفت ای سام به اذن خدا مرا اجابت کن، او هم به قدرت خداوند بر خواست. عیسی (علیه السلام) از او پرسید دنیا چگونه است؟ سام پاسخ داد: مانند خانه ای که دو در دارد؛ از این در داخل شدم و از در دیگر خارج شدم. در نقل دیگری آمده است که عیسی (علیه السلام) از او پرسید: می خواهی بمانی یا باز گردی؟ و او جواب داد: یا روح الله باز می گردم. [13]

  • اجماع

یکی از دلایل اثبات مسائل دینی اجماع است. اتفاق نظر علما بر یک موضوع دینی را اجماع گویند و رجعت از موضوعاتی است که علمای شیعه بر آن اجماع دارند. شیخ مفید در این باره می نویسد: «اتفقت الامامیه علی وجود رجعه کثیر من الأموات الی الدنیا قبل یوم القیامه» [شیعه بر بازگشت عده زیادی از اموات به دنیا پیش از روز قیامت اتفاق نظر دارد]

ویژگی رجعت

یکی از ویژگی های رجعت محدودیت رجعت کنندگان است. تنها کسانی باز می گردند که به ایمان خالص یا شرک خالص رسیده باشند. بنابراین مومنان و کفار متوسط که اکثریت اهل کفر و ایمان را تشکیل می دهند باز نخواهند گشت. البته همانگونه که در فصل دوم گذشت؛ کافرانی که با عذاب الهی از دنیا رفته اند اگر چه کفر آنها خالص بوده است، چون طعم تلخ عذاب را در دنیا چشیده اند آنها هم باز نخواهند گشت. اما دلیل محدودیت بازگشت کنندگان روایاتی است که در این مورد وارد شده است.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ان الرجعه لیست به عامه و هی خاصه لا یرجع الا من محض الایمان محضاً او محض الشرک محضاً».[14] [رجعت عمومیت ندارد و خاص می باشد. کسی به این دنیا باز نمی گردد مگر اینکه ایمان یا شرک خود را خالص کرده باشد].

زمان رجعت

زمان رجعت از اسرار الهی است و جز خدای متعال کسی از آن اطلاع ندارد همانگونه که زمان ظهور حضرت مهدی و روز پایانی عالم و بر پایی قیامت از اسرار الهی هستند و تا تحقق نیابند زمان آنها برای ما معلوم نخواهد شد. شاید سر مجهول بودن آن هم این باشد که رجعت از علائم قیامت است و میان آن و برپایی قیامت چندان فاصله ای نیست و از آنجا که زمان برپایی قیامت نامعلوم است حوادث مقدماتی آن هم باید مجهول بماند تا این سرّ الهی محفوظ بماند.

اهداف رجعت

رجعت یک واقعه حکیمانه و هدفمند است و هدف آن هماهنگ با عقل و ایمان است و در راستای تحقق اراده پروردگار عالم و خواست مؤمنان می باشد که ما آن اهداف را با تکیه بر آیات قرآن مورد بحث قرار می دهیم.

  • تحقق وعده حاکمیت مومنان بر زمین

مهمترین هدف رجعت، تحقق وعده پروردگار عالم به اهل ایمان است که آنها را حاکم جهان گرداند و اسلام را به دست آنان بر پهنه زمین به اجرا درآورد.

  • عذاب کفار
  • هدف از رجعت کسانی که به شرک و کفر کامل دست یافته اند عذاب آنهاست که مورد انتقام، ذلت و اجرای حدود الهی قرار می گیرند. انسان های بسیار پلید جز برای عذاب الهی به دنیا باز نمی گردند و نوع عذاب آنها به گونه ای است که درآخرت ممکن نمی باشد؛ از این رو باز می گردند تا در ظرف دنیا به این نوع از عذاب که موجب تنوع و کمال عذاب آنهاست واصل شوند و طعم تلخ عقاب الهی بویژه ذلت و خواری را در همين خانه دنیا که در آن به تکذیب آیات حق پرداخته اند و حدود خداوند را زیر پا گذاردند احساس کنند و با یک مرگ همراه با ذلت، دنیا را ترک گویند تا خاطر خوش ِ لذت های نفسانی دنیا که در زمان حیاتشان به آن دست یافته اند از میان برود.
  • کسب کمال

عده ای فلسفه و هدف رجعت مردگان به دنیا را کسب کمال می دانند. نظر آنها این است که کسانی که به خاطر موانعی نتوانستند به کمال لایق خود دست یابند باز می گردند تا به کمال برسند. آيت الله شاه آبادی می نویسند: «اما مومن ضعیف، خود توان بازگشت ندارد و نیازمند تصرف ولی مقتدر است. پس او را باز می گرداند تا با سعادت به کمال رساند» و برخی از محققان معاصر نوشته اند:

«چنین به نظر می رسد که بازگشت مجدد این دو گروه به زندگی دنیا به منظور تکمیل حلقه تکاملی گروه اول و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم است. به تعبیر دیگر گروهی از مومنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود روبه رو شده اند و تکامل آنها ناتمام مانده است حکمت الهی ایجاب    می کند که سيرتکاملی خود را از طریق بازگشت مجدد ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند و در پنای این حکومت شرکت جویند؛ چرا که شرکت در چنین حکومتی از بزرگترین افتخارات است و به عکس گروهی از منافقان و جباران سرسخت، علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز، باید مجازات هایی در این جهان نظیر آنچه اقوام سرکشی مانند:  فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند ببینند و تنها راه آن رجعت است».

  • شادمانی و کسب ثواب

برخی از محققین، هدف از رجعت را نیل به ثواب کارهای عصر رجعت و شادمانی بازگشت کنندگان از حاکمیت حق و شکست باطل معرفی کرده اند.

سید مرتضی می نویسد: «بدان آنچه را شیعه به آن اعتقاد دارد این است که خداوند متعال به هنگام ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) گروهی از شیعیان را که پیش از ظهور او مرده اند به دنیا باز می گرداند تا به پاداش یاری و کمک به او و مشاهده دولتش برسند و نیز گروهی از دشمنانش را باز می گرداند تا از آنان انتقام گیرد. پس آنان از آشکار شدن حق و بلندی سخن(پیروزی آیین) پیروان آن لذت می برند». بدون شک رجعت کنندگان به ثواب اعمال ارزنده خود که در عصر رجعت انجام می دهند خواهند رسید و از مشاهده غلبه حق بر باطل لذت می برند.

رجعت حسین بن علی (علیه السلام)

یکی از رجعت های ممتاز و پر حادثه، رجعت امام حسین (علیه السلام) است که در روایات فراوان و زیارتنامه های زیادی به آن اشاره شده است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «أول من تنشق عنه الأرض و یرجع الی الدنیا، الحسین بن علی (علیه السلام)».[15] [اولین کسی که زمین بر او شکافته می شود و به دنیا بازمی گردد حسین بن علی (علیه السلام) است.]

برنامه های امام حسین (علیه السلام) در عصر رجعت

رجعت  امام حسین (علیه السلام) دارای برنامه های روشن و مشخصی است که در اینجا به برخی از آنها می پردازیم:

  • انتقام از دشمنان

یکی از فلسفه های رجعت، انتقام از دشمنان خدا و دشمنان اولیاء خداست و در روایاتی انتقام خون امام حسین (علیه السلام) و یارانش به آن حضرت سپرده شده است که به یک مورد آن اشاره می کنیم. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «اول من یکر الی الدنیا الحسین بن علی و اصحابه و یزید بن معاویه و اصحابه، فیقتلهم حذو القذه بالقذه»[16]. [اولین کسی که به دنیا باز می گردد، حسین بن علی و یاران او و یزید بن معاویه و یاران او هستند، پس بدون کم وکاست آنها را به قتل می رسانند].

  • تغسیل و به خاک سپاری حضرت حجت (علیه السلام)

وقتی امام معصوم از دنیا می رود انجام امور او با امام دیگری خواهد بود. محقق بحرانی می نویسد: « در نزد ما ثابت است که امام را جز امامی مثل او غسل نمی دهد.» با مقدمه ای که بیان شد می گوییم غسل دادن امام زمان (علیه السلام) هم توسط امامی نظیر او انجام می گیرد و بنا بر روایاتی که نقل گردیده آن امام، امام حسین (علیه السلام) خواهد بود. چون تنها امامی که در زمان رحلت آن حضرت حضور دارد امام حسین (علیه السلام) می باشد که پس از او به حاکمیت می رسد.

  • حاکمیت بر زمین

حاکمیت امام حسین (علیه السلام) مهمترین برنامه اوست که پس از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) آن را محقق        می سازد. البته باید اشاره نمود بقیه ائمه معصومين (علیهم السلام) نیز رجعت خواهند کرد و هر کدام برنامه هایی زیبا و شگفت انگیز در آن دوران دارند که دیگر در این مختصر ، مجال پرداختن به آنها نیست.

پرسش

  • آيا بازگشت به دنيا امكان دارد؟
  • نمونه هايی ازبازگشت به دنیا راكه در قرآن ذكر شده نام ببريد؟
  • به چند دليل ازدلایل رجعت در امت اسلامی اشاره كنيد؟
  • هدف از رجعت چيست؟

[1] – بحار، ج53، ص72.

[2] – معارج، 6-7.

[3] – بقره، 243.

[4] – الکافی، ج8،ص199.

[5] – بقره، 55-56.

[6] – عیون اخبار الرضا (ع)،ج2،ص178.

[7]– بقره،259.  

[8] – نمل،83.

[9] – كهف،47.

[10] – انبياء،95.

[11] –  نور55.

[12] – مختصر بصائرالدرجات، ص204.

[13] – تفسیر عیاشی، ج1،ص174،ح50.

[14] – مختصر بصائرالدرجات، ص34.

[15] – مختصر بصائرالدرجات، ص24.

[16] – تفسیر عیاشی، ج2،ص282.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *