مسیحیت

«باسمه تعالی»

 

مقدمه

مطابق آموزه‌هاي اسلامي، حضرت عيسي‌بن‌مريم (ع) از پيامبران بزرگ الهي، پس از حضرت موسي(ع) به هدايت مردم پرداخت. آن حضرت به اعجاز الهي بدون پدر، از مادري پاک و برگزيده حضرت مريم (سلام الله عليها) به دنيا آمد. حضرت عيسي (علیه السلام) پس از بعثت، به تبليغ آئين توحيد پرداخت.

%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%87%db%8c

خداوند، معجزات مختلف و «انجيل» را به وي عطا کرد و انجيل آمدن پيامبر خاتم، حضرت محمد (ص) را بشارت داد. تلاش دشمنان وي براي کشتن و به صليب کشيدن ايشان، به خواست خداوند ناکام ماند. آنان به اشتباه، کس ديگري را به صليب کشيدند.آن حضرت به اعجاز الهي و به گونه­اي که خداوند به آن آگاه است، در حال حيات به سوي خداوند صعود کرد. مطابق روايات اسلامي، همزمان با ظهور حضرت مهدي (عج) ، حضرت عيسي (ع) باز خواهد گشت و از ياوران آن حضرت خواهد بود.

پيروان آن حضرت، پس از ايشان، به تدريج از پيروي اين آئين الهي و اطاعت جانشين ايشان منحرف شدند و به تأثير افکار شرک آلود محيط، به شرک روي آوردند و به الوهيت حضرت عيسي و تثليث (وجود سه خدا) معتقد شدند.

آنچه گفته شد، ديدگاه اسلام درباره دين حضرت عيسي مسيح(ع) ‌است که منابع اسلامي آشكارا و به تفصيل درباره آن سخن گفته اند. ديني كه امروزه با نام مسيحيت مطرح است و كليساها براي بيان آموزه هاي آن بنا   مي شوند مورد نقد و بررسي خيلي از دانشمندان و منتقدان شرق و غرب قرار گرفته است ودر موردآن و كتاب مقدس مسيحيان (انجيل) نيز تناقضاتي مطرح شده است. كه ما در اينجا به بعضي از اين امورخواهيم پرداخت.

مسيحيت واشكالات وارد برآن

  مطالبی را که در پیش رو دارید بررسی اجمالی دین مسیحیت و مسائل پیرامون آن میباشد، که به طور کلی این بحث را در سه بخش : معرفی عیسی (علیه السلام) ،  اشکالات اناجیل،  اشکالات مسیحیت ارائه مي گردد.   

بخش اول : زندگانی حضرت عیسی (علیه السلام)

ابتدا وانتهای زندگی عیسی(علیه السلام)

در متجاوز از دو هزار سال قبل ، عیسی روح الله (علیه السلام) در فلسطین (بیت المقدس) از مادرش مریم بنت عمران به طریق اعجاز و خرق عادت متولد ، و بعد از سی سال مبعوث به رسالت گردید و به مقام اولوالعزمی نائل شد و کتابی به نام انجیل از جانب حق تعالی در جامعه بنی اسرائیل برای تتمیم تورات و هدایت آنها آورد.

بعد از سه سال از مبعوث شدنش جماعت یهود در صدد قتل آن حضرت بر آمدند . لذا آن حضرت با حواریون که دوازده نفر بودند به غاری پناه بردند تا اینکه جاسوسان آنها را دستگیر کرده تا فردای آن روز آنها را اعدام کنند .عقیده مسیحیت نسبت به سرانجام عیسی (علیه السلام) : در اناجیل موجوده آمده است فردای آن روز جناب عیسی را به دار آویختند و با قساوت او را کشتند و سه روز بعد از دفن شدن به آسمان عروج نمود . مسیحیان میگویند : مقابل درب بیت المقدس صورت قبری وجود دارد که عیسای پیغمبر از آنجا به آسمان عروج کرد .

عقیده اسلام نسبت به سر انجام عیسی (علیه السلام)

در قرآن مجید آمده است:«و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبّه لهم» [یعنی جناب عیسی نه کشته شد و نه به دار آویخته شد و لکن امر بر آنها مشتبه شد] یعنی فرد دیگری را که شبیه عیسی بود به دار آویختند و کسانی که در مورد به دار آویخته شدن عیسی حرف میزنند فقط از روی گمان حرف میزنند و علم به واقع امر ندارند.یقیناً عیسی کشته نشده بلکه او را خداوند به بالا برده است و خداوند عزیز و حکیم است (سوره مبارکه نساء آیه 156)

پدر و مادر عیسی (علیه السلام)

مادر عیسی زنی است به نام مریم بنت عمران که از زنان پاک روز گار بوده است و همچنانکه گفته شد او بدون مقاربت با مردی ، عیسی را به طور معجزه واری به دنیا آورده است . بنا براین عیسی (علیه السلام) دارای پدر نبوده است . اما متاسفانه در اناجیل فعلی گفته شده : عیسی دارای پدر بوده و اسامی ای را برای پدر ذکر کردند مثلاً :

  • عیسی پسر یوسف هالی بوده است[ انجیل متی باب 1 آیه ا تا 19 و همچنین در انجیل لوقا باب 2 ایه 23 و باب 4 ایه 41 ]
  • عیسی پسر خدا بوده است [ انجیل متی باب 11 آیه 25 و انجیل لوقا باب 4 آیه 41 و انجیل یوحنا باب 1 آیه 19]
  • عیسی پسر روح القدس بوده است [ انجیل متی باب 1 آیه 19 و 20 و 21 به بعد]

ملاحظه 1-  اگرخوب دقت کنید در می بابید که فقط در همین اناجیل ذکر شده ، پارادوکس منطقی و جملات خود متناقض وجود دارد که خود دلیلی است بر اینکه به مطالبی که در اناجیل در مورد عیسی (علیه السلام) میباشد نمیتوان به آن اعتماد کرد .

ملاحظه2-  در قرآن مجیددر آیه 59 سوره مبارکه آل عمران آمده است : «ان مثل عیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب» [مَثل عیسی ابن مریم بمانند آدم (علیه السلام) است چرا که خداوند آدم را از خاک افرید (یعنی مثل عیسی بدون پدر)] این آیه با یک استدلال کوتاه به ادعاهای مسیحیان نجران درباره الوهیت مسیح پاسخ میگوید : اگر عیسی بدون پدر به دنیا آمد هیچگاه دلیل بر آن نمیشود که او فرزند خدا و یا عین خدا باشد زیرا این موضوع به شکل عجیبتری درباره آدم تحقق یافت چرا که او نه پدر داشت و نه مادر بلکه او را خدا مستقیماً از خاک آفرید .

عیسی از دیدگاه اناجیل موجوده

آیا عیسی واقعا خدا است ؟

در اناجیل موجوده در بعضی از موارد عیسی را پسر خدا میدانند کما اینکه در بالا ذکر کردیم و در بعضی از موارد عیسی را عین خدا میدانند. مسیحیان علت خدا دانستن عیسی را زنده کردن مردگان میدانند و میگویند : چون زنده کردن مردگان را فقط خدا میتواند انجام دهد پس عیسی خدا است .

ملاحظه 1-  زنده کردن مردگان برای خیلی از پیغمبران در کتب یهودیت و مسیحیت نقل شده است مثلاً در کتاب دومین ملوک باب 4 آیه 32 حکایت از زنده کردن مردگان از ناحیه الیوشع دارد پس چرا او خدا نیست؟

اتفاقاًجالب است بدانید که درمناظرات حضرت رضا(علیه السلام) آمده است که وقتی حضرت به آن عالم مسیحی اعتراض کردند که چرا عیسی را خدا قرار میدهید ؟ او در جواب عرض کرد : چون او مردگان را زنده می کرد و این نیست جز کار خدا . حضرت به او فرمودند: مگر در کتاب انجیل شما نیامده که فلان پیغمبر و فلان پیغمبر مرده را زنده میکردند ؟ عرض کرد : آری . حضرت فرمود : پس چرا آنها را خدا نمی دانید ؟ اینجا بود که آن عالم مسیحی ساکت شد .

ملاحظه 2-  در آیه 171 سوره مبارکه نساء آمده است : «یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم …..». [ ای اهل کتاب ( مسیحیت ) در دین خود غلو نکنید و در باره خدا غیر حق مگوئیید. عیسی ابن مریم فقط فرستاده خدا و مخلوق اوست که او را به مریم القاء نمود و روحی از طرف او بود بنا براین ایمان به خدا و پیامبران او بیاورید و نگوئید خداوند سه تا است و از این سخن پرهیز کنید که به سود شما نیست.]

آیا عیسی خداوند است یا پسرخداوند و یا …… ؟

 دراناجیل موجوده عیسای پیغمبر را به صفات مختلف متصف کردند که از نظر شما خواننده محترم میگذرد  البته از قبل از طرف نویسندگان اناجیل از شما به خاطر بعضی از صفات عذر خواهی میکنیم:

  • مسیح به معنای نجات دهنده(انجیل لوقا باب 2 آیه 11)
  • خدا (انجیل یوحنا باب 1 آیه 1)
  • پسر خدا (انجیل متی باب 3 آیه 17)
  • پسر انسان (مرقس باب 14 آیه 62)
  • بَرّه خدا (انجیل یوحنا باب 1 آیه 29 و 30)
  • مار بزرگ (یوحنا باب 3 آیه 14)
  • شبان نیکوکار (یوحنا باب 10 آیه 11)
  • پادشاه پادشاهان (مکاشفات یوحنا باب 17 آیه 14)

نتیجه بخش اول: اناجیل موجوده آنقدر دارای تناقض هستند که مخاطبین نمیتوانند عیسی را بدرستی بشناسند زیرا در جائی او را خدا خوانده اند و در جای دیگر او را پسر خدا ودر بعضی از موارد او را پسر انسان معرفی میکنند و در بعضی از موارد او را متصف به صفات رذیله کردند . این اختلاف آراء باعث میشود تا مخاطبین اناجیل فعلی نتوانند عیسی را بشناسند.

اما از دیدگاه ما مسلمانان عیسی نه خدا است و نه پسر خدا بلکه بنده ای از بندگان خدا بوده که به مقام نبوت و اولوالعزمی رسید چرا که خداوند متعال در آیه 34 سوره مبارکه مریم میفرماید : وقتی عیسی به دنیا آمد در همان کودکی لب به سخن گشود و در مورد خود گفت : «انی عبد الله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا» [من بنده خدا هستم و مرا نبی و پیغمبر از طرف خود قرار داده است].

بخش دوم : اشکالات اناجیل

مقدمه:  دراینکه حضرت موسی و عیسی (علیهما السلام) دارای کتاب بودند شکی نیست و هیچ اختلافی در میان ادیان وجود ندارد .

در آیات قرآن از یهودیت و مسیحیت تعبیر به اهل الکتاب شده واز خود این کتب تعبیر به نور و هدایت شده است « انزل الکتاب الذی جاء به موسی نورا و هدی»  (انعام 91)

اختلاف در آنجاست که آیا این کتب موجوده که به اسم تورات و انجیل در دست ماست آیا این کتب همان تورات و انجیل واقعی هستند یا خیر ؟ تصریح آیات قرآن آنستکه این کتب تحریف شدند و دیگر قابل اعتناء نیستند . در آیه 91 سوره مبارکه انعام خطاب به اهل کتاب میفرماید : «تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفون کثیرا» [شما اهل کتاب ، کتاب واقعی پیغمبرتان را در چند ورق از کاغذ خلاصه کردید و بسیاری از مطالب آن را پنهان کردید] . این بود بیان قران و عقیده مسلمانان .اما اهل کتاب یعنی یهودیت و مسیحیت این مطلب را رد کرده و قائل به آن هستند که کتب فعلی همان کتب حقیقی هستند که بر پیغمبرانشان نازل شده است .

چون بحث ما پیرامون مسیحیت است برآن شدیم تا از اناجیل موجوده سخن به میان آوریم و صحت این اناجیل را در 2 بخش کلی و جزئی مورد بررسی قرار دهیم:

قسمت اول: تحقیق کلی فحول علمای مسیحیت در مورد اناجیل موجوده

اولاً : کشیش های مسیحیت از قبیل (جیروم) و (ارحن) مفسرین معروف مسیحی گفته اند : انجیل در زمان عیسی نبوده بلکه سالها بعد از مسیح به طریق الهام بر حواریین تصنیف شده .کنت تولستوی روسی در مقدمه کتاب خود با نام انجیل تولستوی میگوید : این اناجیل هرگز به طریق وحی روح القدس بر نویسندگان آنها نازل نشده است چنانچه کشیشها در میان مردم نشر داده اند .

ثانیاً : هورن مفسر مسیحی در کتاب تفسیر خودش در باب 2  میگوید : زمان نوشته شدن اناجیل مشخص نیست و کلماتی که از قدمای مورخین مسیحیت نقل شده همه ابتر و مقطوع السند است .

ثالثاً : تولستوی در مقدمه کتاب تفسیر خود میگوید : اناجیل موجوده در زمان ما اتصالی به عیسی ندارد .

نتیجه قسمت اول :از کلمات علمای مسیحیت فهمیده می شود که خود آنها معتقدند که هیچ کدام از اناجیل موجوده در دوران عیسی نبوده است و همه آنها ساخته دست دیگران بوده و فقط ارزش تاریخی دارد. با همه این اوصاف ما در بخش دوم به یکایک اناجیل معتبره در نزد مسیحیان اشاره کرده و نقد میکنیم .

قسمت دوم : بررسی اناجیل موجوده به صورت جزئی

انجیل متی

مسیحیان معتقدند که متی یکی از یاران عیسی (علیه السلام) بود و انجیلی را که او جمع آوری کرده معروف به انجیل متی است.

نقد 1 : مسیحیان تا به الان دلیل قاطعی ارائه نکردند که انجیل متی همان انجیلی است که بر عیسی نازل شده است زیرا میگویند انجیل متی به زبان عبری بوده و بعد ترجمه شده است و باز خودشان میگویند : نسخه عبرانی در دست نیست و حتی نام مترجم انجیل متی عبرانی را نمیدانند و لذا برای اینکه سندی برای او درست کنند میگویند : نسخه اصلی به زبان یونانی بوده است .این توجیه مسیحیت در حالی است که علمای بزرگ مسیحیت بمانند « هورن »، « یوسی » ،« بیس جیرم »، « پی پیس»، «ارنینوس » ،« پی فلس » همگی عقیده دارند که انجیل متی عبرانی بوده است . «لازم بذکر است که هورن نام 24 نفر از علمای مسیحیت را میبرد که در این مورد با او هم عقیده اند».

نقد 2 : بطلان انجیل متی از خود آیات این انجیل : در باب 9 آیه 9 ص 13 چنین آمده : چون عیسی از آنجا میگذشت مردی را مسمی به متی به باج گاه دید و به او گفت : مرا متابعت کن . متی نیز به دنبال او روانه شد . در آیه دوازده همین باب میگوید : فریسیان به حواریون گفت : چرا استاد شما ( یعنی حضرت عیسی ) با آن مرد گناهکار و گمرگچی ( یعنی متی ) غذا میخورد ؟

نقد 3 : تولستوی در جلد چهارم تفسیر خود میگوید : احتمالات در مورد انجیل متی : تالیف سالهای 38  ،43 48، 61، 62، 63 ،64 بعد از میلاد است. بنابراین ، این کتاب نمیتواند خطابات الهی با عیسی (علیه السلام) باشد؛ بلکه بعد از او بدست کس دیگری تالیف شده است .

 خلاصه: تا به حال مسیحیت نتوانسته اند ثابت کنند که انجیل متی همان انجیل نازل شده بر عیسی است بلکه تاریخ تصنیف آن نشان از آن دارد که این انجیل بعد از عیسی نوشته شده است و خود این انجیل هم نشان از آن دارد که انجیل متی نوشته فردی گنهکار بوده که نمیتوان به گفته او اطمینان حاصل کرد.

انجیل لوقا

در مورد شخص لوقا که جمع کننده انجیل لوقا است ، اختلاف شدیدی در میان مسیحیان وجود دارد . فقط تنها اتفاقی که در مورد او کرده اند این است که او حتی از حواریون یا شاگرد حواریون هم نبوده است . گفته اند او از شاگردان پولس بوده است .

نقد 1 :  تاریخ تصنیف این انجیل را بین سالهای 53 و 64 بعد از میلاد ذکر کرده اند . بنابراین یقیناً این انجیل ، انجیل نازل شده بر عیسی (علیه السلام) نخواهد بود چرا که بعد از رفتن مسیح از میان مردم ، نوشته شده است .

نقد 2 :  بر فرض که لوقا از یکی از حواریون و یا شاگرد حواریون باشد میگوییم : در خود اناجیل موجوده شاگردان حضرت عیسی (علیه السلام) گناهکار و سست ایمان معرفی شده اند و طبیعی است که افرادی که در حفظ ایمان ناتوان باشند نمیتوانند حافظ وحی الهی باشند.

از باب مثال : انجیل متی باب 16 آیه 8 میگوید : عیسی (علیه السلام) به یاران خود گفت : ای سست ایمانان چرا در خود تفکر نمی کنید.

نقد3 : درانجیل لوقا مطالبی وجود دارد که نه با عقل جور در میاید و نه تاریخ آن را تایید میکند . از باب مثال به اين نمونه توجه کنید: در انجیل لوقا باب 20آيه 41 میگوید : داوود در کتاب زبور گفته است : خداوند (یعنی عیسی) به من گفت …… با این بیان انجیل لوقا در صدد آنست که بگوید داوود هم ، خدا بودن عیسی را تایید کرده در حالی که از نظر تاریخ جناب داوود (علیه السلام) سالها قبل از حضرت عیسی (علیه السلام) در دنیا بوده است.

خلاصه: یقینا انجیل لوقا همان انجیل واقعی نیست و شاهد بر این مطلب ، هم زمان تالیف آن است و هم محتوای این انجیل است که نه با عقل جور در میاید و نه تاریخ آن را تائید میکند .

انجیل مرقس

در مورد او گفته اند که از خادمان یکی از حواریون بوده و در دوران عیسی حتی به ملاقات حضرت عیسی هم نائل نگشته است . اکثر علمای مسیحی عقیده دارند که انجیل مرقس از نوشته های پطرس میباشد .

نقد 1 : تولستوی معروف روسی در مورد انجیل مرقس مینویسد : این انجیل ما بین سالهای 56 تا 65 بعد از میلاد نوشته شده است . بنا بر این بعد از حیات دنیوی حضرت عیسی این انجیل به نگارش در آمده است .

نقد 2 : نقل مطالبی که مخالف عقل است نشان از آن دارد که این انجیل هم بمانند انجیل لوقا فاقد ارزش است . برای یک نمونه به این ادرس مراجعه کنید(انجیل مرقس باب 36 آیه 12)

خلاصه : اولا اینکه این انجیل نوشته کیست دقیق معین نبوده و خود علمای مسیحیت در مورد آن اختلاف کرده اند و بر فرض که خود مرقس نوشته باشد باید گفت : این انجیل نوشته فردی استکه حتی حضرت عیسی را از نزدیک هم ندیده است ثانیا اینکه تاریخ و محتوای این انجیل نشان از بی اعتبار بودن این انجیل دارد .

انجیل یوحنا

انجیل یوحنا در میان اناجیل چهار گانه مسیحیت ، آخرین انجیلی بود که نوشته شده است چرا که تاریخ نوشته شدن این انجیل را سالهای 68 تا 95 بعد از میلاد ذکر کرده اند . و گفته اند : این انجیل را طالبی از طلاب مدرسه اسکندریه نوشته است.

نقد 1 : این انجیل سخت مورد انکار خود اهل کتاب است و خودشان آن را قبول ندارند .

نقد 2 : مطالبی که در انجیل یوحنا موجود است نشان از بطلان این انجیل دارد مثلا صفاتی که به حضرت عیسی (علیه السلام) در این انجیل نسبت داده شده است و شما در بخش اول با دو مورد آن آشنا شدید .

خلاصه : زمان نگارش این انجیل و مورد انکار واقع شدن این انجیل از طرف خود علمای مسیحیت و همچنین مطالب نا مربوطی که در این انجیل به حضرت عیسی نسبت داده شده ، نشان از آن دارد که این انجیل هم بمانند اناجیل دیگر دست ساخته دیگران بوده و فاقد اعتبار میباشد .

نکات قابل ملاحظه

نکته 1 : شما خود قضاوت کنید که آیا میشود به این اناجیل اطمینان کرد در حالیکه خود این اناجیل شاهد بر بطلان خود به انحاء مختلف هستند و جالب است بدانید که مسیحیت برای تبلیغ مرام خود همین کتب را به متجاوز از هزار و سیصد زبان ترجمه و جزوات آن را به اطراف و اکناف فرستاده اند و دوست دارند که جهانیان مرام آنها را قبول کرده و هم مسلک آنها شوند.

نکته 2 : لازم بذکر است که به طور کلی اناجیل هفتاد و چهار نوع بوده که توسط علمای مسیحیت یک به یک از دور خارج شده و تنها 4 انجیل معتبر مذکوره را مورد تایید قرار دادند که بطلان آنها را ثابت کردیم . البته بعضی ها اناجیل تصنیف شده را تا 160 مورد و بعضی ها تا 400 انجیل ذکر کرده اند .

نکته 3 : یک از اناجیلی که توسط علمای مسیحیت ازدور خارج شد انجیل برنابا میباشد که مطالب آن به مطالبی که در قرآن وجود دارد ، شباهت زیادی دارد . لازم بذکر است که برنا با یکی از شاگردان حضرت عیسی (علیه السلام) می باشد که آنحضرت به او علاقه داشتند. حال چطور شده که انجیلی مثل انجیل یوحنا با اینکه 90 سال پس از وجود حضرت عیسی (علیه السلام) نوشته شده مورد اعتبار واقع شده ولی انجیلی مثل انجیل برنابا که توسط یکی از شاگردان حضرت عیسی نوشته شده باید از دور خارج شود . واقعا جای بسی تعجب است.

نکته 4 : عده ای از مسیحیت رو به عهد جدید آورده و میگویند ما فقط این کتاب را قبول داریم . باید در قبال این حرف آنها بگوئییم : وقتی ما کتب چهار گانه شما را باطل کردیم و ثابت کردیم که آنها به هیچ وجه نمیتواند خطابات الهی با عیسی (علیه السلام) باشد به طریق اولی عهد جدید نمیتواند خطابات الهی باشد. بنابراین استناد به عهد جدید نیز بی فائده و باطل خواهد بود.

خلاصه بخش دو:  

اناجیل موجوده از دیدگاه علمای مسیحیت فقط اعتبار تاریخی دارد . اعتبار تاریخی داشتن یک کتاب به منزله خبر واحد به حساب آمده و نمیتواند اثبات کننده مطلب مهمی مثل کتاب الهی باشد . یعنی به صرف اینکه ثابت شد این کتب جنبه تاریخی دارد نمیتوانیم ادعا کنیم که محتوای این کتب همان مطالبی استکه از ناحیه خداوند بر عیسی نازل شده است .

بنا براین مسیحیت در حال حاضر فاقد کتابی استکه از ناحیه خداوند بر پیغمبرشان نازل شده باشد .

بخش سوم : اشکالات مسیحیت

اشکال اول

مسیحیان طبق آیه 17 باب 5 انجیل متی باید از تورات تبعیت کنند چرا که در آنجا آمده است :

عیسی فرمود : گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء را باطل نمایم بلکه آمده ام تمام کنم زیرا هر آینه به شما میگویم تا آسمان و زمین زائل نشود ، همزه یا نقطه ای از تورات زائل نخواهد شد تا همه تورات واقع شود .

این آیه از انجیل متی ثابت میکند که عیسی (علیه السلام) تمام کننده تورات بوده و باید مسیحیان هم به تمام آیات آن عمل کنند . بنابراین ، دو اشکال به مسیحیان وارد است که به آنها میگوییم :

چرا گوشت خوک میخورید ؟ در تورات در آیه 7 باب 11 سفر لاویان مگرگوشت خوک را نوعی سمّ معرفی نکرده و سخن از نجاست آن به میان نیاورده است ؛پس چرا گوشت خوک میخورید؟  

چرا شراب میخورید ؟ در حبقوق باب 2 ایه 5 مگر شراب را فریبنده معرفی نکرده واستعمال آن را باعث خرابی آرامش و ایجاد غرور در آدمی معرفی نکرده است ؛ پس چرا شراب میخورید ؟

اشکال دوم

مسیحیت معتقدند که حضرت آدم علیه السلام به جهت نافرمانی ای که در بهشت داشته ، گناهکار به حساب آمده و این گناه به فرزندان او نیز سرایت کرده است وهمه فرزندان آدم گناهکار به حساب می آمدند تا اینکه حضرت عیسی(علیه السلام)به دار آویخته شد و این عمل باعث بخشیده شدن آدم و فرزندان او شد. در حقیقت کشته شدن عیسی کفاره گناهان آدم و فرزندان او بحساب می آید.  

اشکال اینست که :

اولاً: چطور میشود که مسیحیت به این نوع مطالب عقیده داشته باشند در حالیکه قائل به این هستندکه حضرت ابراهیم و موسی که از فرزندان حضرت آدم هستند، پیغمبران خدا میباشند. مگر می شود پیغمبر خدا هم گناهکار باشد؟

ثانیا : در همان توراتی که حضرت عیسی (علیه السلام) پیروی از دستورات آن را لازم دانسته است آمده که :آن که بر دار آویخته شود ملعون خداست . (سِفر تثنیه ، باب 21 ، آیات 22 و 23)

براستی آیا مسیحیت به ملعون بودن کسی که گاهی او را خدا و گاهی هم پسر خدا خواندند عقیده مندند؟اگر واقعا ملعون است ، ملعون چه کسی است ؟ ( معاذ الله)

ثالثا : از کجا فهمیدید که گناه پدر اول یعنی حضرت آدم موروثی است و گناهان دیگر پدران موروثی نیست ؟؟؟ اصلا آیا این مساله با عدالت خدا سازگار است که با گناه پدر ، فرزندان هم گناهکار محسوب شوند ؟ وقتی این عقیده شما درباره کشته شدن حضرت عیسی و کفاره محسوب شدن آن برای بخشیده شدن گناه آدم و فرزندان آن را خواندیم یاد این مثل فارسی افتادیم که میگوید.  

اشکال سوم

دراناجیل مختلفه مخاطبان آنهابه زندگی ذلیلانه دعوت می شوند.ما از باب مثال به دو نمونه اشاره میکنیم:      اول : انجیل لوقا فصل 6 ایه 29 و 30 و همچنین صفحه نود و نه عهد جدید میگوید : هر که بر رخسار تو زند، آن طرف دیگر را نیز به سوی او بگردان یعنی بگذار تا طرف دیگر را نیز بزند و هر که مال تو را گیرد از وی باز مخواه.  

دوم : انجیل متی فصل 5 آیه 38 تا 42 و همچنین عهدجدیدص7 میگوید : لکن من به شما میگویم با شریر مقاومت نکنید و اگر کسی خواست با تو دعوا کند و قبای تو را بگیرد ، عبای خود را نیز بدو واگذار و هرگاه کسی تو را بر یک میل مجبور سازد ، دو میل همراه او برو.  

این مطالب در اناجیل تحریف شده جاسازی شده تا همه را به نوعی ذلیل کرده و خودشان یعنی محّرفین ِ اناجیل و تابعین آنها بتوانند براحتی همه را ذلیل دست ِ خود کنند . در این امر بر هر کسی که غلبه کنند ، یقیناً از ذلیل کردن مسلمانان عاجزخواهند بود چرا که قرآن ِ آنها و همچنین مکتبی که آنها دارند یعنی مکتب حسینی هرگز چنین اجازه ای را به آنها نخواهد داد . ناپلئون بناپارت وقتی برای تحقیق به مصر رفت چند آیه از قرآن را خواند ، گفت : تا وقتی که این کتاب در میان مسلمانان باشد و مسلمانان به آن توجه کنند هرگز تن به ذلت نخواهند داد . (هیهات منّا الذلة)

اشکال چهارم

مسيحیان معتقدند که از ازل الوهیت از سه شخص تشکیل شده که عبارتند از پدر و پسر و روح القدس و این سه یکی هستند که تثلیث می نامند . اشکال در اینست که اگر خدا یکی است پس سه تا بودن به چه معناست و اگرسه تا است یکی بودن چه مفهومی دارد ؟؟ این عقیده مسیحیت نیز دارای نقض منطقی است یعنی آنها معتقدند خدا هم یکی است و هم یکی نیست . و خدا هم سه تا هست و هم سه تا نیست .لازم بذکر است که بعضی از پروتستان ها وجود بحث تثلیث در کتاب هایشان را منکر شده اند و گفته اند ما همچین چیزی در انجیل نداریم . ولی ما آدرس مواردی که بحث تثلیث را مطرح کرده را ذکر میکنیم:  یوحنا باب 1 آیه 1 تا 3 – رساله یوحنا باب 5 آیه 7 – رساله پولس رسول به کولرسیان باب 1 آیه 16 و 17

اشکال پنجم

یکی از عقائدی که در میان مسیحیان وجود دارد غسل تعمید است . اثر این غسل آنست که فردی که غسل داده شد از گناه پاک میشود .اینکه غسل تعمید برای چه کسانیست میان مسیحیان اختلاف است عده ای میگویند : این غسل برای همه افراد است . عده ای میگویند : فقط برای بزرگترها است و آن کسانی که تازه به دین مسیح وارد می شوند و…

به هر حال فرد گنهکار را میان ظرف بزرگی که پر از آب است میگذارند و سپس کشیش در حضور جمع ، فرد را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید: بدان که مسیحیت عبارت است از اینکه معتقد باشید به اینکه الوهیت مرکب است از سه اصل ازلی پدر و پسر و روح القدس . پس عیسی خدا و پسر خداست و در رحم مادرش مریم به صورت بشر در آمده است . او از جوهر پدرش خداست و از جوهر مادرش انسان است و… خلاصه بعدازاین جملات فرد مزبور باید بگوید بلی وبعد از آن کشیش از آن آب میگیرد و بر روی او میریزد و میگوید : تو را به نام پدر و پسر و روح القدس تعمید میدهم .در اینجاست که آن فرد از گناهان پاک میشود! (چه راحت)

نقد : آیا براستی به همین راحتی تمام گناهان فرد پاک میشود ؟ چه نیازی به اینکه فردی که خودش گناهکار است یعنی همان کشیش ها بخواهند واسطه قبول توبه باشند ؟ چه نیازی است که جمعی شاهد باشند و آبروی آن فرد به نزد دیگران به حراج گذاشته شود ؟در دین مبین اسلام توبه یعنی پشیمانی از گناه و عزم بر ترک آن گناه و اگر این امر واقعاً در فرد ایجاد شد دیگر هیچ نیازی به این تشریفات خرافی نیست و فرد خود را پاک میسازد و بعد با انجام واجبات و ترک محرمات راه کمال به سوی حق را طی میکند

 پرسش

  • چرا به مطالبی که در اناجیل در مورد عیسی (علیه السلام) میباشد نمیتوان به آن اعتماد کرد؟
  • به چه دلايلي كتاب انجيل كنوني معتبر نمي باشد ومطالب آن منسوب به خداوند نيست؟
  • به چند مورد از اشكالات موجود در دين مسيحيت اشاره كنيد؟

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *